|
روان شناسی معرفی مطالب کاربردی روان شناسی در زندگی روزمره درباره وبلاگ ![]() سلام به دوستان و بازدید کنندگان عزیز. جلیل کاظمی پور هستم، لیسانس روان شناسی عمومی و مدیر وبلاگ، امیدوارم بتونم مطالب مفید و کاربردی روان شناسی را به همه معرفی کنم. منتظر نظرات و پیشنهادات سازنده همه شما خوبان هستم. jalilkazemi56@gmail.com آخرين مطالب لينک هاي مفيد دوشنبه 1392/01/26 :: 16:41 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
تجربه یکشنبه 1391/12/06 :: 22:36 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
انتخاب نهایی با چه کسی است؟ همیشه حق با پدر و مادرها نیست ازدواج پنهانی چه عواقبی دارد چه زمانی خودتان باید برای ازدواج تصمیم بگیرید با مخالفت شدید والدین چه کنیم؟ کدام بهتر است؟ ازدواجهای سنتی روز به روز کمتر میشود
شنبه 1391/12/05 :: 22:15 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
- بهصورت کلی از خود، گذشته و حال خویش صحبت کنید و از همسر احتمالی خود نیز تقاضا کنید که بهطور متقابل از خود بگوید. (به جزئیات نپردازید.) - از او سؤال کنید که هدفش از ازدواج چیست؟ منبع: WWW.HAMDARDI.NET جمعه 1391/11/27 :: 20:42 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
جواب سه شنبه 1391/11/24 :: 23:12 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
جواب: شنبه 1391/11/21 :: 18:20 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
تحقیقات جولیا بی راتر نشان داده است که بعضی از مردم معتقدند که تقویتها ( و یا اتفاقات و رویدادها و یا موفقیتها ) وابسته به رفتار خود آنها هستند ، در حالی که برخی دیگر تصور می کنند که تقویتها به وسیله عوامل بیرونی کنترل می شوند . منبع: www.daneshju.ir شنبه 1391/11/21 :: 18:2 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
افزايش رفتارهاى موجود تقويت مثبت (positive reinforcement) تقويت منفى (negative reinforcement) تعميم (generalization) و تميز (discrimination) روشهاى ايجاد رفتارهاى تازه يادگيرى از طريق تقليد (imitation) و سرمشقگيرى (modeling) تفکيک پاسخ (reponse differentiation) شکل دادن (shaping) زنجيره کردن (chaining)
انواع یادگیری کنشگر جمعه 1391/11/06 :: 19:30 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
مراحل: نکات منبع: www.migna.ir جمعه 1391/11/06 :: 19:21 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
يونگ و روانشناسي دين بسياري در دهۀ 1950 بر اين باور بودند كه يونگ يك «فرويدي» است. هرچند او در سال 1909 توسط فرويد براي بازديد از دانشگاه كلارك دعوت شد، اما با اين حال نبايد او را تنها يك روانشناس يا روانكاو توصيف كرد.امروزه شما در آمريكا بسياري از كتابها را دربارۀ يونگ در كتابفروشيها خواهيد يافت كه حتي از كتابهاي مربوط به فرويد نيز بسيار بيشتر است.زيرا ايدههاي او اكنون بسيار در افواه عمومي رايج و متداول شده است. اما يك مشكل وجود دارد و آن اين كه فهم و درك آثار يونگ، دشوارتر از فهم و درك آثار فرويد است. «ناخودآگاهي جمعي» مهمترين دستاورد يونگ در عرصۀ روانشناسي اعماق بهشمار ميآيد. او ناخودآگاه جمعي را اقيانوسي ژرف ميشمارد كه خودآگاهي بر فراز آن به زورقي ناچيز ميماند.او در يكي از سخنرانيهاي خود ميگويد:«اصطلاح ناخودآگاه را به منظور پژوهش- و با علم به اين كه به جاي آن ميتوانستم واژۀ «خدا» را به كار گيرم- ابداع كردم و در آنجايي كه به زبان اساطير سخن ميگويم، مانا، خدا و ناخودآگاهي با هم مترادفاند، زيرا كه از دو مفهوم اولي، يعني مانا و خدا، همان قدر بيخبريم كه از معناي آخري». منبع: www.migna.ir جمعه 1391/11/06 :: 19:19 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
زندگی نامه کارل راجرز (1902 - 1987) كارل رانسوم راجرز پدر جنبش استعدادهاي بالقوه بشر و يكي از سه روان – د رمانگر معتبر و برجسته زمان ، در هشتم ژانويه سال 1902 در اوك پارك از توابع شيكاگو نظریه« پذیرش مثبت بدون قید و شرط» کارل راجرز » نظریه شخصیتی کارل راجرز زمینه های اصلی روانشناسی انسان گرایی به شرح زیر است : به نظر روانشناسان انسان گرا ، رفتار گرایی رویکردی کوته بینا نه ، ساختگی و عقیم نسبت به مطالعه ماهیت انسان است . به زعم آنان ، تاکید بر رفتار آشکار ضد انسانی است ، و نوع آدمی را تا حد حیوان یا ماشین کاهش می دهد . رفتارگرایی تنها آماج روانشناسان انسان گرا نبود . آنان با گرایش های جبر گرایی روانکاوی فرویدی و به حداقل رساندن نقش هشیاری نیز مخالف بودند . آنان همچنین طرفداران فروید را که فقط افراد روان رنجور ( نوروتیک ) و روان پریش ( پسیکوز ) را مطالعه می کردند مورد انتقاد قرار می دادند . هدف روانشناسی انسان گرایی این بود که جنبه هایی از طبیعت انسانی را که تا آن زمان مورد غفلت قرار گرفته بود به طور جدی مطالعه کند . این هدف در کارهای آبراهام مازلو و کارل راجرز بیان شده است . نقش و وظيفه درمانگر در نظريه مراجع محوري راجرز راجرز در بين كساني كه در سطح دكتراي روان شناسي آموزش حرفه اي نديده اند ، پيروان پر و پا قرصي دارد . اين موضوع راجرز كه «متخصصان هميشه شايسته ترين فرد براي كمك به ديگران نيستند .» بر محبوبيت او افزوده است . او بر اين باور بود كه شرايط لازم براي پذيرش غير مشروط ، همدلي و اصالت را اغلب كساني كه يا اصلاً آموزش نديده يا آموزش اندكي ديده اند مي توانند فراهم كنند . چگونگي شروع رويكرد مراجع محوري راجرز طبيعت و ماهيت بشر در نظريه مراجع محوري راجرز مراجع در نظريه مراجع محوري راجرز مراحل شكل گيري مشاوره و روان درماني مراجع محوري پديدار شناسي انساني در مشاوره و روان درماني مراجع – محوري راجرز تقابل جبر و اختيار در نظريه راجرز گرايش به خود شكوفايي در نظريه راجرز مباني و مفاهيم نظريه مراجع – محوري شيوۀ درمان مراجع – محوري بطور كلي شرايط لازم براي روان درماني مراجع – محوري عبارتند از : انتقاد از نظريه مشاوره و روان درماني مراجع – محوري راجرز * انجمن روان شناسي و مشاورۀ آمريكا توانست با جلب رضايت خانواده راجرز مانع از عملي شدن وصيت ايشان شود . آخرين لباسي كه راجرز پوشيده بود طي مراسمي سوزانده شد . قبر راجرز در آمريكا زيارتگاه دوستداران مشاوره و روان شناسي مي باشد (عطاري 1382) . کارل رانسوم راجرز( (C. R- Rogersروانشناس آمریکایی، با داشتن سالها تجربه بالینی گسترده، یکی از صاحبنظران مشهور در زمینه رواندرمانی است.[1] وی یکی از پرکارترین و بانفوذترین روانشناسان میباشد. روش او پدیدارشناسی و دیدگاهش انسانگرایی است.[2] پیش فرضهای راجرز جمعه 1391/11/06 :: 19:13 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
زندگینامه اریک اریکسون : نظریه رشد روانی-اجتماعی اریکسون نظریه اریک اریکسون در مورد رشد بزرگسالی ویژگیهای رشدی دوره بزرگسالی بحرانهای دوه بزرگسالی مفاهيم اساسي نظريه ي اريكسون منبع: www.migna.ir جمعه 1391/11/06 :: 19:9 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
بی. اف. اسکینر ( B.F. Skinner ) - (1904-1990) رفتار ماهیت انسان از نگاه اسکینر کاربرد نظریه اسکینر انتقادها از نظریه اسکینر ارزيابي رويكرد رفتاري نقاط قوت: محدوديت ها: نظريه شخصيت اسكينر Skinner’s personality theory منبع: www.migna.ir جمعه 1391/11/06 :: 19:3 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
ریموند کتل زندگینامه ريموند کتل (تولد: 1905 ، درگذشت: 1998) شهرت او بيشتر به موارد زير مربوط است: برداشت کتل از ماهیت انسان اما حجم پژوهش ها وروش پیچیده تحلیل عاملی وی از جمله دلایل عدم پذیرش دیدگاه او بوده است.کتل نوشت که "او دچار یک احساس شکست فاحش"در متقاعدسازی دیگران در مورد خردمندانه بودن غایی رویکرد خود که او با حرارت از آن به عنوان تنها روش باارزش در مطالعه شخصیت دفاع می کند،شده است.(کتل،1974.شولتز،1995) اعتبار تجربی ارزش اکتشافی ارزش کاربردی پژوهش های کتل بررسی های تحلیل عاملی منبع: www.migna.ir جمعه 1391/11/06 :: 19:0 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
ژان ویلیام فریتز پیاژ سازماندهی سازگار ی همگون سازی و همسازی نگهداشت رشد داوری اخلاقی پیاژه دوره دوم را ارزشیابی اخلاقی ذهنی نامیده است. در این دوره کودک علاوه بر جنبه محسوس رخدادها به عوامل درونی یا ذهنی آنها نیز توجه می کند. چنان که درباره قانون شکنی یا خلافکار از لحاظ قصد یا عللی که او را به ارتکاب جرم یا بزه واداشته است، داوری می کند. پیاژه معتقد است که پس از 7 یا 8 سالگی کودک می تواند اننتظارات خود در بازی و فعالیت های دیگر به وجود می آید. موضوع برابری و معامله به مثل یا دوستان همسن در کودک بیدار می شود. در این هنگام است که کودک معنی عدالت و انصاف را درک می کند، برای قانون ها و مقررات اجتماعی علت وجودی قائل می شود و به انگیزه آنها توجه می کند و می تواند به تعیین و تفسیر آنها بپردازد. این دوره را « عدالت خود مختار » نامیدند . مفاهیم پایه درنظریه پیاژه ساخت شناختی : مراحل رشد شناختی
مرحله عملیات عینی 7 تا 11سالگی مرحله عملیات صوری : 11 سالگی به بعد بعبارتی دیگر : ● مراحل رشد شناختی از نگاه پیاژه بدون شک نظریه مراحل رشد شناختی پیاژه، یکی از گرانبهاترین دستاوردهای این روان شناس سوئیسی در قلمرو رشد و تعلیم و تربیت محسوب می شود. در دیدگاه پیاژه همان گونه که رشد بدنی فرد توام با یک سری دگرگونی های منظم و متوالی است، رشد روانی فرد نیز همان مراحل و دوره ها را طی می کند. ▪ دوره اول : حسی حرکتی (sensorimotor) به لحاظ زمانی دو سال اول حیات کودک مربوط به این دوره است. در این دوره کودک سرگرم کشف ارتباط میان اعمال خود و پیامدهای آن است.برای مثال او کشف می کند برای دست زدن به یک شیء خاص تا چه میزان باید دست خود را دراز کند. در این دوره جهان اطراف برای کودک کاملا نامنظم و آشفته به نظر می آید. کودک از وجود مستقل خویش غافل است و نمی تواند میان خود و جهان پیرامونش تمایز قائل شود. همه چیز حول محور خود کودک تعریف می شود و به همین دلیل پیاژه از واژه «خود محوری» (egocentric) برای کودک استفاده می کند. تا پیش از یک سالگی جهان پیرامون کودک حالت ثبات و دائمی ندارد و غیاب هر شیئی مساوی با عدم آن خواهد بود. اما پس از مدتی اولین، مهم ترین و اساسی ترین اکتشاف شناختی کودک یعنی پایداری شیء (object permanence) رخ می دهد. کودک به این نکته پی می برد که اگر حتی اشیای در معرض حواس او قرار نگیرند باز هم وجود خواهند داشت. به عبارت دیگر کودک در پایان این دوره به تفاوت میان احساس یک شیء و خود شیء پی می برد. ▪ دوره دوم: پیش عملیاتی (preoperational) این دوره سن دو تا هفت سالگی را شامل می شود. در این دوره کودک این توانایی را پیدا می کند که میان اشیا و حواس خود تمایز قائل شود. چنین توانایی در جریان کارکردهای رمزی (semantic functions) برای کودک حاصل می شود. جهان کودک صرفا به زمان حال محدود نمی شود بلکه گذشته، حال و آینده را نیز در می یابد. ویژگی اصلی این دوره رشد کارکرد های نمادی در قلمرو زبان است. کودک با درونی کردن جهان خارج در ذهن خود، به خیالپردازی پرداخته و از علائم و نشانه ها استفاده می کند. مسلما «زبان عالی ترین و پیچیده ترین روش نمادی است که کودک در این دوره فرا می گیرد». با وجود این، کودک همچنان ناتوان از جداسازی واقعیت های خارجی از علائمی است که به کمک آنها این واقعیت ها را توصیف می کند: در نتیجه «خود محوری» کودک همچنان پا برجاست. کودک چنین تصور می کند که نام هر شیئی بخشی از خود آن شیء است و یا این که رویا های او اموری واقعی در جهان خارج هستند. مهم ترین مشکل کودک در این مرحله این است که هنوز به طور کامل و دقیق شناختی از دنیای درون و بیرون به دست نیاورده است. از نکات جالب توجه این است که کودک در این دوره اشیا را صرفا بر حسب یک ویژگی طبقه بندی می کند. برای مثال «همه قطعات چوبی قرمز را صرف نظر از شکل آنها، یا تمام قطعات چوبی مربعی شکل را صرف نظر از رنگ آنها در یک گروه قرار می دهد.» ▪ دوره سوم: عملیات عینی (concrete operations) در فاصله سنی هفت تا یازده سالگی کودک می تواند به مفهومی از زمان، مکان، عدد، اندیشه درستی و... برسد. در این دوره او به دستکاری نشانه ها می پردازد و قادر است درباره اشیا و رویدادها به طور منطقی فکر کند. با وجود این فکر منطقی کودک محدود به مسائل و امور عینی است. از سوی دیگر تفکر با موضوع تفکر همچنان در آمیخته است. یکی از یافته های پیاژه دراین دوره مفهوم «چند سو نگری» است. منظور از چند سو نگری این است که کودک هر شیء و یا رویدادی را از جنبه ها و سطوح مختلف مورد بررسی و طبقه بندی قرار می دهد. در این دوره کودک کشف می کند دیگران نیز همچون او دارای اعتقادات و علایق مختلف هستند. کودک قادر است که خود را در موقعیت دیگران قرار دهد و آنها را درک کند. نکته جالب توجه این است در این دوره، کودک برخلاف بزرگسالان که تلاش می کنند واقعیت ها را معیار آزمون فرض های خود قرار دهند، بر این امر اصرار دارد که فرض های او صحیح بوده و تلاش می کند هر جا میان نظرات او و واقعیت ها تفاوت وجود دارد، تعبیر مناسب دیگری از آنها ارائه کند. چنین ناتوانایی ای در تفکیک فرضیه ها و واقعیت ها موجب روی آوردن به انواع تفکرات فلسفی اسرار آمیز می شود. ▪ دوره چهارم : عملیات صوری (formal operations) این دوره از دوازده سالگی تا سنین بزرگسالی را شامل می شود.در این دوره تفکر نوجوان از قلمرو واقعیات عینی و محسوس فاصله گرفته و به قلمرو انتزاعیات وارد می شود. فرد در این مقطع قادر است نظریه ها و الگوهای مختلفی را در مورد جهان خارج و واقعیات مربوط به آن مطرح کند. او به این نکته پی می برد که نظریه ها و الگوها در باب واقعیت های جهان خارج در واقع بیانگر وضعیت مفروض است و نه وضعیت خود واقعیت ها. نوجوان برای آینده خود آرمان ها و هدف هایی را ترسیم می کند و در جهت تحقق آنها گام بر می دارد. در آخرین دوره رشد شناختی هر چند نوجوان قادر به شناخت منطق واقعیت ها شده است لکن در این توانایی، شناختی، عمیق و لازم را کسب نکرده است. در نتیجه نوجوان در داشتن این توانایی، شناختی مبالغه کرده و به حالت جدیدی از خود محوری دچار می شود. ظهور این نوع از خود محوری در قالب «توانایی نامحدود فکر» نشان داده شده است. مهم ترین ضعف این دوره آن است که فرد نمی تواند پی به این نکته برد که در تفکر همه چیز امکان تحقق دارد ولی چنین چیزی برای واقعیت صادق نیست. از نگاه پیاژه پس از دوره چهارم دیگر شاهد تغییر کیفی در ظرفیت های شناختی انسان نخواهیم بود و تنها محتوای فکری و نه ساخت های ذهنی فرد عمق و گسترش می یابد. بررسی چگونگی تحول شناختی کودکان از دیدگاه ژان پیاژه .... پس از اخذ مدرک دکتری در رشته جانورشناسی در مدرسه پاریس به مطالعه درخصوص استاندارد کردن آزمونی درباره تفکر منطقی کودکان پرداخت. او در روند این مطالعات پی برد که به اقتضای سن، پاسخ کودکان نسبت به سوالات واحد یکسان نیست و پاسخ دادن آنها نشان می دهد کودک هنگام پاسخ دادن از روش معینی پیروی می کند که چنین امری ریشه در ساخت فکری کودک دارد. هر چند سوال کلیدی پیاژه در این جمله خلاصه می شد که «انسان چگونه فکر می کند؟» ولی در دوران حیات علمی خویش تنها توانست به بخش اندکی از این سوال یعنی بررسی تحول شناختی کودکان و نوجوانان بپردازد. در این مقاله روش شناسی مطالبات پیاژه، انسان شناسی او و شناخت و مراحل رشد شناختی انسان از نگاه او بررسی شده است. بررسی چگونگی تحول شناختی کودکان و نوجوانان مقدمات نگارش ده ها کتاب و چند صد مقاله را برای او فراهم آورد که از آن جمله می توان به زبان و تفکر کودک (۱۹۲۴)، داوری و منطق کودک (۱۹۲۵) مفهوم کودک از جهان (۱۹۲۶) و داوری اخلاقی کودک (۱۹۳۲) اشاره کرد. مسلما ژان پیاژه یکی از پرکارترین اندیشمندان قرن بیستم به حساب می آید که علاوه بر نگارش آثار عمیق و بدیع، به لحاظ حجم آثار نیز جایگاه برجسته ای دارد. برخی از کتبی که پیاژه به نگارش در آورده حاصل مطالعات او درباره چگونگی رشد شناختی سه فرزند دخترش است که می توان کتاب هایی همچون اساس هوش کودک (۱۹۳۵) شکل گیری واقعیت در ذهن کودک (۱۹۳۷) و بازی و تقلید در کودکی (۱۹۴۰) را نام برد. بسیاری از دانشمندان از آثار پیاژه تاثیر پذیرفته اند که از آن جمله می توان به لارنس کلبرگ که در نظریه اخلاقی اش بدون شک متاثر از نظریه شناختی پیاژه بوده است و جروم برونر اشاره کرد. ● شیوه مطالعه پیاژه مساله اصلی برای پیاژه بررسی این سوال بود که شناخت برای آدمی چگونه حاصل می شود. شیوه اتخاذ شده توسط پیاژه نشان از نگاه عملگرایانه او دارد. او برای پاسخگویی به این سوال درصدد برآمد تا تمام مراحل تحولات رشد شناختی کودک را از نخستین حرکات انعکاسی نوزاد تا اندیشیدن در قالب تفکر منطقی و انتزاعی دوره بزرگسالان را مورد کنکاش و بررسی قرار دهد. او از طریق روش بالینی تلاش کرد روش طبیعی کودک برای اندیشیدن را بیابد. مسلما نمی توان آرای او را صرفا محصور در قلمرو روان شناسی دانست. او در نگارش آثارش از شعب مختلف علوم مانند زیست شناسی، فلسفه، منطق و ریاضی استفاده کرده است. برخی بر این اعتقادند که مطالعات عمیق و دقیق او معلول بهره مندی او از فلسفه و زیست شناسی بوده است. ● نگاه پیاژه به انسان پیش از بررسی آرا و نظرات پیاژه درخصوص مساله شناخت، مناسب است که نگاه او به فاعل شناس مورد بررسی قرار گیرد. تشابه بسیار زیادی میان دیدگاه های پیاژه و فیلسوفان بنامی همچون ارسطو و دکارت در باب انسان وجود دارد. چنانچه می دانیم ارسطو و دکارت هر دو اساس و بنیان اصلی وجود آدمی را عقل می دانستند. چنانچه ارسطو انسان را حیوان ناطق تعریف کرده و دکارت نیز از جوهر عقل در آدمی سخن به میان آورده است. پیاژه نیز به تبعیت از آنها به جایگاه عقل اشاره و هوش و عملکرد های آن را اساس هستی آدمی در نظر می گیرد. پیاژه در بحث رشد آدمی، آن را به عنوان یک کل واحد در نظر می گیرد که در این فرآیند رشد، شناخت، عواطف، خواسته ها و اعمال فرد در ارتباطی متقابل تحول می یابند. به عبارت دیگر او معتقد است که «محتوای شناخت آدمی مجموعه ای از دریافت های فکری، عاطفی، اجتماعی و اخلاقی است». در بسط این مطلب می توان چنین گفت که نه تنها نمی توان میان روان کودک و ساختمان وجودی او مرزبندی کرد بلکه حتی نمی توان روان کودک را به اجزای مجزا از هم از قبیل تفکر، احساسات و اعمال تقسیم کرد. این به علت آن است که از نگاه پیاژه انسان از همان بدو تولد یک موجود واحد است که در جریان رشد در قالب یک کلیت واحد تحول می یابد. در یک کلام روان متحول آدمی همچون شبکه در هم تنیده ای است که همواره در حال رشد و پیچیده تر شدن است. پیاژه در بیان آرا و نظرات خود پیرامون روان کودک، با نگرش جان لاک به این موضوع مخالف است. چنان که می دانیم جان لاک معتقد بود روان کودک همچون لوح سفیدی (tabula rasa) است که تنها عوامل خارجی به آن شکل می دهد. پیاژه همان گونه که با جان لاک مخالف است با دیدگاه برخی روان شناسان که روان کودک را به یک دستگاه پیچیده و آماده تشبیه کرده اند که فارغ از جهان خارج و تحولات و تغییرات آن به کار خود مشغول است، مورد نقد قرار می دهد. او روان کودک را به گیاهی تشبیه می کند که از یک سو تحت تاثیر محیط خارجی است و از سوی دیگر «از درون و متناسب با نیروهای داخلی» به رشد خود ادامه می دهد. او با طرح چنین دیدگاهی به فعال بودن روان کودک و تاثیرگذاری بر محیط خارجی تاکید می کند. به چنین تاثیرگذاریو تاثیرپذیری، الگوی تاثیر متقابل زیستی (the biological interplay model) گفته می شود. ● مساله شناخت چنان که پیش از این بیان شد مسأله اصلی پیاژه این بود که شناخت آدمی از جهان خارج چگونه حاصل می شود. هنگامی که سخن از مفهوم شناخت به میان می آید مقصود تمام دانشی است که آدمی به دست می آورد و در مجموع تفکر، حافظه، تشکیل مفهوم و ادراک را در بر می گیرد. در نگاه رایج به مسأله شناخت، شناخت آدمی به منزله رونوشت و عکسی از واقعیت خارجی در نظر گرفته می شود که از طریق حواس بر ذهن کودک نقش می بندد. بر خلاف چنین دیدگاهی، پیاژه معتقد است که شناخت یک جریان پویاست. او شناخت را معلول رابطه متقابل استعدادهای ذهنی فرد و تاثیرات محیط خارج می داند. او در نقد دیدگاه رایج پیرامون شناخت به ذکر این دلیل اکتفا می کند که اگر ذهن کودک صرفا بازتاب واقعیت های خارج باشد، دیگر نباید میان کیفیت دریافت های کودک و دریافت های بزرگسالان تفاوت هایی وجود داشته باشد، در حالی که حقیقت چیز دیگری است. در نتیجه باید چنین گفت که جهان خارج در چارچوب طرح های ذهنی فرد معنا پیدا می کند. یکی از نظرات معروف ژان پیاژه که دارای اهمیت بسیاری است طرح نظریه رشد شناختی ادراکیcognitive development perceptual است. او در بیان نظریه خویش به تحلیل دقیق رشد زبان، استدلال، داوری و سنجش اخلاقی کودک پرداخته و معتقد است که رشد شناختی ادراکی کودک وابسته به رشد طبیعی اوست و چنین رشدی خود از دوره ها و مراحل مختلفی تشکیل شده که هر مرحله مکمل مرحله پیش از خود در نظر گرفته شده است. از نگاه او کنش مداوم کودک با جهان پیرامون موجب رشد عقل او می شود. کودک در چنین کنشی و برای پی بردن به مفهوم چیزی یا وضعیتی از قالب های فکری (schemas) بهره می برد. چنین قالب های فکری و به تعبیری صورت های ذهنی، کودک را در ارتباط با محیط یاری می کنند و در عین حال این قالب ها برای پیشرفت در رشد شناختی ادراکی کودک همواره در جهت تکامل تغییر می یابند و به صورت سازماندهی (organization) و سازگاری (adaptation) نمودار می شوند. منظور از سازماندهی این است که «همه جانوران اعم از انسان و حیوان می کوشند رفتار و کردار خود را در شکل و قالب موثری عرضه کنند». مقصود از سازگاری «جنبه پویایی سازماندهی است که بیانگر استعداد موجود زنده برای رشد به صورت های مختلف در اوضاع و احوال محیطی است». مسلما روش های سازش در هر گروه متفاوت است لکن به اعتقاد پیاژه سازگاری با واقعیت دارای دو جنبه است : ۱) درونسازی(assimilation) ۲) برونسازی(accommodation) این دو وجه در تمام مراحل رشد شناختی وجود دارند و در عین حال که مکمل یکدیگرند به شخص کمک می کنند طرح های ذهنی خود را ایجاد و تغییر دهد و سپس به صورت ساخت های ذهنی خویش در آورد. پیاژه در کاربرد این دو واژه متاثر از مفاهیم زیست شناسی بوده است: چنانچه در زیست شناسی تاثیر متقابل جذب و هضم (درونسازی و برونسازی) موجب رشد گیاهان می شود، در فرآیند درونسازی، آگاهی های دریافتی از محیط به نحوی در ذهن فرد سازماندهی می شوند که با شناخت های قبلی او هماهنگ باشند. به عنوان مثال طرح ذهنی کودک شیرخواره که همه چیز را به دهان خود فرو می برد این است که همه چیز مکیدنی است. در فرآیند برونسازی ساخت شناختی کودک با واقعیت خارجی هماهنگ می شود. به عبارت دیگر در برونسازی آگاهی قبلی کودک با آگاهی های جدید انطباق پیدا می کند. به عنوان مثال کودک بتدریج درک می کند همه اشیا خوردنی نیستند و مراقبت های والدین موجب می شود کودک بفهمد نباید هر شیء را در دهان بگذارد. بدون تردید برونسازی و درونسازی نقش مهمی در ایجاد تعادل های شناختی در ذهن فرد ایفا می کنند. ضعف در سازگاری موجب غلبه یکی از این دو جریان [درونسازی و برونسازی] بر ذهن شخص خواهد شد. تسلط جریان درونسازی بر ذهن موجب می شود فرد در به کارگیری آگاهی های به دست آمده از محیط دچار اشتباه شود. مثلا کودکی که خورشید و ماه را جاندار می پندارد، اطلاعات کسب شده در مورد کرات آسمانی را در طرح ذهنی «جاندار پنداری »(animism) خود وارد می کند و تغییری در این طرح ایجاد نمی کند و طبعا دچار اشتباه می شود. از سوی دیگر غلبه برونسازی بر ذهن فرد موجب می شود فرد مقلدانه با محیط خود مواجه شود. به همین دلیل عالمان تربیت تاکید می کنند نباید در روند آموزش به پاسخ های حافظه ای کودک امیدوار بود، چه بسا او بدون فهم پاسخ، به تکرار طوطی وار مطالب روی آورده است. فرآیند درونسازی و برونسازی موجب رسیدن فرد به تعادل (equilibrium) و تغییر مفاهیم و ساخت های ذهنی در رشد شناختی است. توجه به این نکته بسیار مهم است که هر تعادلی مقدمه ای برای رسیدن به تعادل بعدی است و این تعادل جویی همواره ادامه دارد ولی فرد هیچ گاه به یک تعادل واقعی و کامل دست نمی یابد. علت عدم حصول تعادل واقعی و کامل این است که محیط و محرک های خارجی همواره در حال تغییر و تحول هستند و به تبع آنها نیز تعادل ذهنی امری موقتی خواهد بود. ● چند نکته درباره مراحل رشد شناختی نگاهي به ديدگاه پياژه و نوپياژه اي ها نظریه پیاژه در اخلاق و نقد آن ارزیابی دیدگاه پیاژه -------------------------------------------------------------------------------- منبع: www.migna.ir جمعه 1391/11/06 :: 18:56 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
زندگينامه كارن هورناي نظریه هورنای اضطراب اساسی نیازهای روان رنجوری خودپنداره آرمانی[3] خودپنداره آرمانی، تصویر غلطی از شخصیت آدمی را ارائه میدهد و مانند نقاب ناکامل و گمراه کنندهای است که مانع از آن میشود که افراد روانرنجور، خود واقعیاش را شناخته و آن را بپذیرند. روانرنجوران با زدن این نقاب بر چهره وجود تعارضات درونی خود را انکار کرده و خود را برتر از آن میبینند که واقعا هستند.[4] migna.ir منبع: www.migna.ir جمعه 1391/11/06 :: 18:53 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
زندگینامه و نظریات ولفگانگ كهلر / روانشناس ولفگانگ كهلر Wolfgang Kohler حوزههای تخصصی و آثار علمی كهلر[12] مكتب روانشناختی كهلر استادان و شاگردان كهلر تأثر کهلر از ماکس پلانک[17] لوین، شاگرد کهلر ابتكارات علمی كهلر نظریه شخصیتی ولفگانگ کهلر کهلرنتیجه گرفت که میمونهای باهوش وکودن وجود دارند. به نظرمی رسد که میمونهای کودن به وسیله تداعی وتکراریا تمرین کردن زیاد رفتارهای یکسان را یاد می گیرند.به گفته کهلر میمونها هنگام حل کردن مسایل" خطاهای بدی" می کنند یعنی خطاهایی که براساس راه حلهای قدیمی ونامناسب قراردارند. درمقابل میمونهای باهوش خیلی شبیه انسانها یاد می گیرند وگاهی توانایی حیرت آوری برای فرایند های ذهنی عالی بروزمی دهند. معمولا وقتی که آنها نمی توانند مسئله ای را حل کنند با این حال "خطاهای خوبی" می کنند یعنی راه حلهایی را امتحان می کنند که براساس تامل باید موثرواقع می شدند ولی به دلایلی موثرواقع نشده اند. کهلربرای مشاهده رفتارحل مسئله میمونها درقفس ازروشهای گوناگونی استفاده کرد. این روشها معمولا ایجاب می کردند که میمون برای مسئله به دست آوردن یک خوشه موزکه دورازدسترس ودربیرون قفس بود راه حلی را ابداع یا کشف کند. برای مثال دربرخی آزمایشها میمون باید برای دستیابی به خوشه مو ز از چوب بلندی استفاده می کرد. دربرخی موارد لازم است چند تکه چوب به هم متصل شوند تا به اندازه کافی برای رسیدن به موزبلند باشد. دریک آزمایش میمون باید ازچوب کوتاهی که کاملا به موزنمی رسد برای کشیدن چوب بلندتر دیگری که دردسترس قرارندارد استفاده کند. درمسئله های جعبه میمون باید جعبه ای را زیرموزها بگذرد یا جعبه هایی را روی یکدیگرقرار دهد تا بتواند به موزدست یابد. بینش دربرابرکوشش وخطا :
جمعه 1391/11/06 :: 18:48 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
زيگموند فرويد در خانواده فروید هشت فرزند وجود داشت که دو نفر از آنها برادران ناتنی بزرگسال فروید همراه با کودکانشان بودند. نزدیکترین همدم دوران کودکی فروید برادرزادهاش بود که یک سال بزرگتر بود. فروید برادرزادهاش را به صورت منبع دوستیها و بیزاریهای بعدی خود توصیف کرد. فروید از تمام کودکان خانواده بدش میآمد و هنگامی که رقیبی برای محبت مادرش به دنیا میآمد، احساس حسادت و خشم میکرد. آثار فروید منبع: میگنا جمعه 1391/10/29 :: 16:45 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
ويژگي هاي تيپ شخصيتي A ويژگي هاي تيپ شخصيتي B ويژگي هاي تيپ شخصيتي C ويژگي هاي تيپ شخصيتي D آيا افراد مي توانند تيپ شخصيتي خود را تغيير دهند؟ ـ اجازه ندهيد آزمون هاي شخصيتي شما را فريب دهند. ـ ما ويژگي هاي شخصيتي را به ارث نمي بريم. ـ سعي كنيد علل اصلي ضعف هايتان را بشناسيد. منبع: بانک اطلاعات و مقالات روانشناسی و سلامت www.migna.ir جمعه 1391/10/29 :: 16:35 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
منبع: بانک اطلاعات و مقالات روانشناسی و سلامت www.migna.ir
پنجشنبه 1391/10/07 :: 12:32 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
شاید یکی از پررنگ ترین دغدغه های دخترانی که به نیت ازدواج با کسی آشنا می شوند، این باشد که حد و مرز روابط را چطور تعیین کنند؟وقتی طرف مقابلشان تو زرد از آب در می آید و درخواست نامشروعی از آنها دارد، چطور مقاومت کنند و رابطه را به پایان ببرند؟ چه کنند که طرف مقابل را قانع کنند و در مقابل دام هایی که برایشان پهن شده چه جوابی بدهند؟ تحقیقات نشان داده که بسیاری از افراد، به این خاطر خویشتن داری را از دست می دهند که نمی توانند در برابر فشار روانی تقاضا برای ارتباط جنسی از طرف مقابل مقاومت کنند و با جدیت و صراحت نه بگویند. در این مواقع به احتمال زیاد طرف مقابل شما با زبان چرب و نرم حرف هایی می زند که ممکن است شما را به فکر فرو برد اما اگر از قبل برای هر کدام از این حرف ها جوابی آماده داشته باشید، می توانید به راحتی از دام ها فرار کنید. می گوید: لمس کردن یکدیگر باعث رشد انسان هاست. می گوید: رفتار تو مثل یک بچه کوچک است… می گوید: تو کنجکاو نیستی. فکر می کنی به یک بار تجربه کردن نمی ارزد. می گوید: همه این کار را می کنند. می گوید: برای اینکه دوستت داشته باشند، باید بیشتر جلو بروی. می گوید: ولی من دوستت دارم. می گوید: به من نشان بده که چقدر دوستم داری. می گوید: کسی که چیزی نمی فهمد. می گوید: تو مرا علاقمند و حالا نباید این طور رهایم کنی؛ وگرنه رفتارت در حق من بی انصافی و غیرانسانی است. چطور وجدانت چنین اجازه ای می دهد؟ می گوید: اگر قبول نکنی، دیگرانی هستند که با اشتیاق می پذیرند. منبع:www.mihancamp.com یکشنبه 1391/08/28 :: 13:4 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
جامعهشناسان و روانشناسان مختلفی در بررسی ازدواجهای سالم، ویژگیها و مهارتهایی را برای کسانیکه میتوانند روابطی موفق و رضایتبخش داشته باشند، مشخص کردند.این افراد: 1. فلسفهای سالم از زندگی با ایده آلهای مشخص دارند. 10 شاخص برای ازدواج سالم این عوامل در این 10 شاخص ازدواج سالم فهرست شدهاند: 1) برقراری ارتباط درست: زوجهای خوشبخت با یکدیگر صحبت میکنند و به حرف یکدیگر گوش میدهند. این زوجها میدانند که عوامل بیرونی که باعث حواسپرتی میشوند یا عواطف فرد اثر میگذارند، مانع ارتباط درست میشوند، و راههایی را پیدا میکنند تا هنگامی که خودشان و همسرشان آماده هستند، بر این عوامل غلبه کنند. پنجشنبه 1391/07/06 :: 15:56 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
سطح موفقیت با کلماتی که به زبان می آورید مقدر می شود؛ بنابراین در مکالماتتان از این پنج کلمه « ناکام ساز » دوری کنید. پنجشنبه 1391/07/06 :: 10:19 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
1-تشويق و تعريف شما ازاطفال –تا 6سالگي –و پرهيز از محدود كردن آن ها سنگ بناي داشتن فرزنداني با اعتماد به نفس بالاست . منبع:www.hamdardi.net یکشنبه 1391/06/05 :: 19:17 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
وقتی م هوسبازها: مردان هوسباز، امروز عاشق هستند و فردا فارغ! آنها خودشان هم نمیدانند دنبال چه هستند. این افراد عاشق عاشقشدن هستند نه دنبال تشکیل زندگی واقعی. آنها برای جذب طرف مقابل، وعده وعیدهای زیادی میدهند. برخی از این مردان در یک زمان، با چند نفر در ارتباط هستند و برخی دیگر بعد از ازدواج، با فرد دیگری رابطه برقرار میکنند. معمولا اگر رابطه این مردان به ازدواج هم ختم شود، احساس رضایت نمیکنند. هفتخطها: چنین مردانی سر و ته هر چیزی را با زبانبازی هم میآورند. معمولا هم به دنبال دختران ثروتمند هستند. معمولا به کارهای خلاف قانون دست میزنند و دنبال کارهای شرافتمندانه نیستند. آنها هنگام گردش یا مسافرت، خرج را با زیرکی به گردن دیگری میاندازند. افراد معتاد و دائمالخمر: اعتیاد چه به موادمخدر باشد چه به موادمحرک یا قمار، اعتیاد است. معمولا مردان قمارباز، همیشه طلبکارند و میخواهند همه چیز را بدون زحمت به دست آورند. حتی فکر میکنند بالاخره روزی شانس میآورند و در بازی قمار برنده خواهند شد. گرچه آنها همیشه قول میدهند این رفتار را ترک کنند، اما نمیتوان خیلی روی قولشان حساب کرد. آنها معمولا یا بسیار بیخیالند یا پرخاشگر. افراد معتاد و دائمالخمر ثبات رفتاری ندارند و با این توجیه که در حال خود نیستند، رفتارهای بدشان را رفع و رجوع میکنند. نداشتن ثبات شخصیت، یکی از عواملی است که میتواند در فروپاشی زندگی نقش داشته باشد. بیکارها و لافزنها: مردانی که این خصوصیت رفتاری را دارند، دائم از این شاخه به آن شاخه میپرند. در هیچ کاری نمیمانند و پشتکار ندارند ولی به شدت از خودشان، کارهایشان و تواناییهایشان داد سخن سر میدهند. درواقع این افراد همه کاره و هیچ کارهاند. دمدمیمزاج و بیاراده: چنین مردانی حتی توانایی اداره یک زندگی ساده را ندارند، «بلهقربانگو» هستند و نمیتوان به عنوان تکیهگاه به آنها تکیه کرد. معمولا افرادی که از نظر شخصیتی به بلوغ کامل نرسیدهاند یا بیاراده هستند و اعتمادبهنفس پایینی دارند، بیشتر مستعد مصرف الکل و استعمال موادمخدر هستند. درحالی که یکی از شرایط ازدواج، این است که مرد توانایی مدیریت زندگی زناشویی و مسوولیتپذیری داشته باشد. مردان وابسته: این مردان به جای مشورتگرفتن از دیگران، فقط دنبال پیروی بیچون و چرا از نظر دیگران هستند، مخصوصا پدر و مادرشان. از خودشان استقلال رای ندارند و اعتمادبهنفسشان پایین است. عمل نکردن به وعدهها و گفتهها و اضطراب از دیگر ویژگیهای رفتاری این مردان است. مردان خسیس: آنها همیشه به این فکرند که چطور میتوانند کمتر خرج کنند. مردان خسیس با این تصور که مقتصدبودن خوب است و نباید بیدلیل و بیچون و چرا پول خرج کرد، از آنچه ذخیره و پسانداز کردهاند، لذت نمیبرند و استفاده بهینه نمیکنند. این منطق که به فکر فردا، روز مبادا و آینده بچهها هستیم، درست نیست.مردان خسیس با این تصور که مقتصدبودن خوب است و نباید بیدلیل و بیچون و چرا پول خرج کرد، از آنچه ذخیره و پسانداز کردهاند، لذت نمیبرند و استفاده بهینه نمیکنند. این منطق که به فکر فردا، روز مبادا و آینده بچهها هستیم، درست نیست. مردان کسلکننده: مردان کسلکننده، نه اهل تفریح و گردش هستند نه مهمانی و معاشرت. آنها نه خودشان اهل بگو و بخند هستند و نه به شما اجازه خندیدن میدهند. مردانی که چنین خصوصیت رفتاریای دارند، نه عصبانیاند، نه پرتحرک و سرزنده. آنها به هر فعالیتی بدبین هستند؛ از ورزش و رفتن به سینما و پارک گرفته تا گردش و مهمانی و مسافرت. درواقع آنها اهل هیچ چیز نیستند. رنجورنماها: مردانی که با انجام هر کاری احساس رنجشخاطر و دایم ناله میکنند، آنها از همه چیز شکایت و همیشه احساس بیماری و ناخوشی دارند. معمولا مرتب سرکار نمیروند و بیشتر هدفشان از ازدواج، به دست آوردن فردی با خصوصیات اخلاقی مادرشان است. درواقع آنها به دنبال مادردارشدن هستند تا زن گرفتن! بیشتر این افراد، وقت خود را صرف ایستادن جلوی آینه میکنند یا اینکه ولو میشوند و به حد افراطی دنبال دارو و درمان هستند. بدبینها: افراد بدبین و مبتلا به پارانویید، به همه چیز شک دارند، مخصوصا در مورد مسایل ناموسی و اقتصادی. آنها طوری طرف مقابل را بازخواست و مواخذه میکنند که به نوعی بیحرمتی و بیاحترامی تلقی میشود ولی معمولا به طرف مقابلشان میگویند: «به تو اعتماد دارم اما به جامعه نه!» این مردان با گوش کردن به اخبار حوادث، مدام در پی شنیدن اخباری درباره خیانت و... هستند. گرفتارها: افرادی که غرق کارند قبلا با کار و حرفه خود ازدواج کردهاند. درحقیقت ازدواج با این افراد، ازدواج دوم محسوب میشود. شاید با ازدواج با چنین مردانی، در ابتدا از اینکه همسر آیندهتان فقط درگیر کار است یا اینکه وقتش را به بطالت نمیگذراند، migna.ir احساس خوبی داشته باشید ولی همسرتان حتی با دستیابی به پول، شهرت و موقعیت هم در کنارتان نخواهد بود و همیشه نبودش را احساس خواهید کرد.این افراد همیشه دلمشغولی کارشان را دارند، حتی در سفر و ماه عسل. فکر و روان آنها کنار همسرشان نیست و اصلا توجهی به او ندارند.در گوشه ای می نشینند و ساکت به همه چیز نگاه می کنند. منبع:migna.ir چهارشنبه 1391/05/04 :: 22:45 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
شاید شما هم در محیط كار،دوستان یا فامیل خود افرادی را می شناسید كه با رفتارهای همیشگی خود باعث ناراحتی و آزردگی خاطر نزدیكان و اطرافیان خود می گردند. گرچه این افراد اغلب دارای تاریخچه طولانی از مشكلات در فضاهای مختلف زندگی خود هستنداما به دلیل اینكه به رفتارهای شخصیتی خویش عادت کرده، خود را بیمار نمی دانند و رفتارشان را قابل قبول می دانند. و از سویی چون این افراد نگرش منفی نسبت به درمانگران دارند، از مراجعه به درمانگران خودداری كرده و یا شواهد كافی در اختیار درمانگران قرار نمی دهند.اما وجود این افراد موجب می شود ، سلامت عمومی و روانی جامعه ، با انجام دادن رفتارهایی همچون پرخاشگری، تصادفات، اعتیاد، مشكلات و ناراحتی های خانوادگی، سیگار كشیدن، كم كاری، جرم و جنایت و...تهدید شود و از سوی دیگر مشكلات روانی این افراد به نسل بعد از خود نیز انتقال یابد و در نتیجه نقش مهمی در عوامل زمینه ساز بیماری های روانی خواهند داشت.اما لازم است قبل از بررسی انواع اختلالات شخصیت - تعریفی از اختلال شخصیت داشته باتشیم.به طور كلی اختلالات شخصیت بدین گونه تعریف می شود:
هنگامی كه ویژگی های شخصیت چنان انعطاف ناپذیر و غیر انطباقی است كه كاركرد فرد را به میزان زیادی مختل می كند، در این صورت به اختلالات شخصیت تبدیل می شوند. اختلالات شخصیت در واقع شیوه های نارسا و نامناسبی برای حل مسأله و كنار آمدن با فشارهای روانی هستند که اغلب در نوجوانی بروز می كنند و تا بزرگسالی ادامه می یابد. بر خلاف مبتلایان به اختلالات عاطفی و اضطرابی، افراد مبتلا به اختلالات شخصیت معمولاً ناراحتی یا اضطرابی را احساس نمی كنند، انگیزه ای برای تغییر رفتارشان نشان نداده و تماس با واقعیت خود را از دست نمی دهند(راهنمای تشخیصی و آماری اختلالات روانی DSMIV ). این رفتارها برای فرد قابل قبول بوده و مقاوم به تغییر و غیر قابل انعطافند. نداشتن حس همدردی با دیگران و وجود مشكلات بین فردی در ایجاد صمیمیت و نیز اختلافات و نا آرامی در محیطهای كاری از مشخصات این افراد هستند. چون این اختلال اغلب به وسیله متخصصان به راحتی تشخیص داده نمی شود، بنابراین ارتباط آن از نظر سبب شناسی برای سایر جنبه های سلامتُ در نظر گرفته نشده و چه بسا این اختلال روند درمان سایر بیماری ها را نیز تحت تأثیر خود قرار دهد.. برخی از انواع شایع اختلالات شخصیت به شرح زیر می باشند: ٭ اسكیزوئید:با علایم مردم گریزی، منزوی و تنها، دیرآشنا و كناره گیر، اجتناب از روابط نزدیك، سرد و بی انعطاف. ٭ پارانوئید:سوء ظن و تفسیرهای مظنونانه و بدخواهانه از اعمال دیگران، ظنین بودن بدون دلیل و شواهد كافی به اینكه سایران قصد آسیب رسانی، بهره كشی و فریب از او را دارند و احساس می كنند كه اهمیت زیادی دارند و نیز دارای استعدادی غیرعادی هستند. ٭ اسكیزوتایپ:تفكر سحرآمیز، عقاید انتساب، مسخ دنیای واقعیت، تفكر و گفتار عجیب و غریب و رفتارها یا ظاهر غیرعادی و نامتعارف(اعتقاد زیاد به تله پاتی و غیب دانی) ٭ نمایشی:رفتارهای متظاهرانه و تئاترگونه، اشتیاق ها و هیجانهای كوتاه مدت، اما بسیار شدید و غلیظ و مشغولیت به خود، بی ثبات عاطفی، اتكا به دیگران، رفتارهای پر زرق و برق و آرایش های غلیظ، یا پوشیدن لباسهایی كه جلب توجه می كند، هیجانی و تحریك پذیر، اما برای برقراری وابستگی های عمیق ناتوان بوده و به توجه طلبی از سوی دیگران نیاز دارند. ٭ خود شیفته:خود بزرگ بینی، نیاز به تمجید و ناتوان از همدلی با دیگران، خودپسندی، خیالبافی در خصوص موفقیت، قدرت و درخشندگی هوش، خواهان علاقه مندی دیگران به خودشان بدون آنكه این علاقه را به آنان برگردانند. ٭ ضد اجتماعی:ناتوان در برقراری روابط طولانی، بی توجهی به احساسات دیگران، رفتارهای تكانشی و پرخاشگرانه، تحمل كم در برابر ناملایمات، تمایل به خشونت، فقدان احساس گناه و ناتوانی در عبرت گرفتن از اشتباهات، رفتارهای جنایی و پرخاشگرانه بدون در نظر گرفتن حقوق دیگران و تجاوز به حقوق سایران و دروغگویی و فریب كاری. ٭ مرزی:بی ثباتی فوق العاده در عاطفه كه بین عشق و تنفر حركت می كند، بی ثباتی خلق و رفتار، ناتوانی در برقراری روابط استوار، احساس ملال دایم، خودزنی و خودكشی های مكرر، طغیان های خشم و كتك كاری. ٭ اجتنابی:كناره گیری اجتماعی، احساس بی كفایتی و حساسیت زیاد نسبت به طرد یا انتقاد دیگران، دوری كردن از فعالیتهای شغلی كه لازمه اش ارتباط با مردم است. به دلیل ترس از انتقاد و تأیید نكردن و طرد شدن. ٭ وابسته:در برابر خواسته دیگران ضعیف و منفعل هستند. اعتماد به نفس ندارند و رفتارهای مطیعانه و متكی به دیگران داشته و تمایل دارند كه تحت مراقبت باشند. ٭ وسواسی:خشكی زیاد از حد، با وجدان بودن، وظیفه شناسی و نظم و ترتیب بیش از حد، سرسختی و كمال گرایی افراطی در تكمیل وظایف محوله و اشتغال ذهنی زیاد در مورد نظم، شستشو، كمال گرایی و كنترل بسیار جدی و فاقد حس درك شوخی و به دلیل ترس از ارتكاب اشتباه در تصمیم گیری مردد هستند. ٭ منفعل مهاجم:تأخیر بیهوده در كارها و پرخاشگری خود را به صورت مسامحه در كار، اشكال تراشی، كم كاری و یكدندگی نشان می دهند. و اما نکته ای بسیار مهم و لازم به توجه: دوستان عزیز یادمان باشد1 - اختلالات شخصیت و بیماری های روانی شدت و ضعف دارد لذا با این فرض ، همه انسانها و بقول برخی روانشناسان 99 درصد انسانها داری حداقل یکی از اختلالات روانی حداقل بشکل ضعیف آن هستند این را گفتم که خود را مستثنی ازدیگران نکنیم و مدام از آنها عیب یابی نکنیم و قبل از دیگران به خود بیاندیشیم که به عقیده من کلید درمان دیگران نیز در این نهفته است و با این دیدگاه حتی نحوه برخورد ، نصیحت ، انتظار از تغییر دیگران و... نیز بهبود خواهد یافت. 2- اختلالات شخصیت و بیماری های روانی انسانها معلول بسیاری از عوامل است که بعضا در اختیار انسان نبوده و همانگونه که در مطالب قبلی(تجارب شخصی) بیان داشتم :"هر انسانی متناسب با شرایط ژنتیکی – یادگیری خانواده ومحیط های مختلفی که در آن رشد(روانی و جسمی) کرده- و نهایتا وضعیت فیزیولوژیکی بدنش ( میزان ترشح هورمونها، چارچوب جسمی و اندامی ، توانائیها و استعدادهای بالقوه و ....) عمل میکند که ممکن است با وضعیت ما کاملا متفاوت باشد ." لذا گاهی این تفاوت رفتاری ناشی از یکی از این اختلالات است .نکته مهمی که باید یادمان باشد اینست که هر تفاوتی در بینش و رفتار دیگران را ناشی از اختلال ندانیم که آنوقت در اصل خودمان دچار اختلال فکری و طرحریزی نگرش و رفتار اشتباه در مقابل آنها خواهیم شد. امااگر مطمئن به اختلال رفتاری دیگران شدیم با این دیدگاه و بصیرت دیگر آنهارا به عنوان متخاصم و دشمن نخواهیم دانست بلکه به عنوان انسانی که قطعا نیاز به کمک دارد با عشق و رغبت در جهت یاری رسانی به آنها گام بر خواهیم داشت ضمن اینکه از بعضی رفتارهای آنها دیگر نگران نشده و درصدد تلافی کردن و جنگیدن ذهنی و عینی با آنها بر نخواهیم آمد . چهارشنبه 1391/05/04 :: 22:30 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
چه طور چنین رابطه ای را تشخیص دهیم؟ حتما باید با عشق ازدواج کرد؟ منبع:منبع:www.migna.ir یکشنبه 1391/03/28 :: 21:48 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
روانشناسان به طرق مختلف درباره کودکان تحقیق کرده اند که یکی از مهمترین آنها تجزیه و تحلیل نقاشی های کودکان است. نقاشی، کودک را در مراحلی که حواث اطراف خود را دسته بندی و عرضه می کند و روند تکامل یافته ای را از زمان خط خطی کردن ساده تا زمانی که خطوط معنی دار و مبتنی بر قوانین پرسپکتیو و شالوده منطقی را رسم می کند می توان چیزی شبیه خواب و رویا معنی کرد. نقاشی مانند خواب و رویا به کودک فرصت می دهد اطلاعات و اعمالی را که از دنیای بیرون کسب می کند از هم جدا و سپس آنها را دوباره تنظیم کند. -کودک 18 تا 20 ماهه موفق به کشیدن خط می شود.
شکل آدم: خانه:
خورشید و ماه: آسمان و زمين اتومبيل حيوانات
مراحل تكاملی چهره نگاری: منبع:فرهاد بلاش- روزنامه جام جم شنبه 1391/03/27 :: 22:3 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
انواع شخصيت هاي نا سالم و خصوصيات آنها شخصيت وسواسي كمال گرايي: شخصيت خود شيفته: شخصيت منفعل – پرخاشگر: شخصيت پارانوئيد: شخصيت اسكيزوئيد: شخصيت وابسته: شخصيت دوري گزين: شخصيت ضد اجتماعي: شخصيت نمايشي: شخصيت اسكيزو تايپال: شخصيت فردي:
راههاي رسيدن به شخصيت سالم عبارتند از از دیدگاه اسلام :
بخشي از راه حل باشيد نه بخشي از مسئله
آرزوهاي رويايي نداشته باش یک شخصیت سالم ... «شخصيت سالم» عنوان جالبي است. همه در آرزوي آن هستند و همه مدعي اند چنين شخصيتي دارند. در اينجا 20 نکته را در مورد شخصيت سالم تشريح مي کنيم و شما مي توانيد خود را با آنها بسنجيد. الفباي شخصيت سالم راههای رسیدن به یك شخصیت سالم و موفق عبارت اند از : 2-عاشق خود باشید : 3- نیازی به تأیید دیگران نیست : 4- احساس های بیهوده تقصیر و نگرانی: 5- رهایی از گذشته : 6- شكستن سد سنت ها و آیین ها غلط : 7- دام عدالت : 8- اهمال و مسامحه كاری را فوراً خاتمه دهید: 9- اعلام استقلال روانی : 10- وداع با عصبانیت : نتیجه گیری :
شنبه 1391/03/27 :: 21:50 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
یکشنبه 1391/03/21 :: 13:56 :: نويسنده : جلیل کاظمی پور
تعداد رأیها به شکلی تغییر کرده که سهم "persianGulf" به 54 درصد نزدیک شده و به این معنی است که گوگل به زودی مجبور خواهد شد اسم مجعول خلیج ع.ر.ب.ی را انتخاب کند. لطف کنید به خاطر خودمان و نسلهای آینده کوتاهی نکنیم. و از طریق لینک زیر به خلیج فارس رای دهید.با سپاس. پس رو این لینک کلیک کنید و رای بدید: پيوندها
لينک هاي مفيد |
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|
|
|||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||